تبليغاتX
روزهای نیلوفری
روزهای نیلوفری

 

شاید، 

داغیِ اصطکاکِ لبهایمان ،

تداعیِ جهنمی باشد ،

که به خاطرِ گناهِ  " تجاوزِ لبهایمان به هم " ،

در انتظارمان است ...

نوشته شده در یکشنبه 3 مهر1390ساعت 10:0 PM توسط نیلوفر|

 

عقربه ها از گذشته فراری اند !

کاش می فهمیدیم عقربه ها چه زجری می کشن وقتی اونا رو  یک ساعت به عقب می کشیم ...

نوشته شده در سه شنبه 29 شهریور1390ساعت 12:42 PM توسط نیلوفر|

 

داروساز شدم ...

نوشته شده در یکشنبه 20 شهریور1390ساعت 11:49 AM توسط نیلوفر

 

سایه ی برج های یک قدم مانده تا خورشید ، بر سر خانه ی کاه گلی روبه رویش سنگینی می کند ...

ریموت در ،چشمک زنان ، ناله های در چوبی خانه ی کاه گلی را به سخره می گیرد ...

صدای موزیک غربی ماشین های لوکس ، فرصت آوازخوانی را به پرندگان حیاط خانه ی کاه گلی

 نمی دهد ...

نبض زندگی سنتی در حال کند شدن است ...

نوشته شده در چهارشنبه 16 شهریور1390ساعت 11:25 AM توسط نیلوفر|

 

نداشتن سقف تنها شباهتیه که بین فقیران و ثروتمندان وجود داره ؛

با این تفاوت که گروه اول خونشون سقف نداره ، گروه دوم ماشینشون !!!

نوشته شده در دوشنبه 31 مرداد1390ساعت 7:17 PM توسط نیلوفر|

 

اونقدر حسودی که حتی وقتی غرق خوشبختی هستم ، نجات غریق میشی و نجاتم میدی ...

نوشته شده در پنجشنبه 13 مرداد1390ساعت 5:3 PM توسط نیلوفر|

     کاش فاصله ی بین منو و تو به سمت صفر میل کنه ، نه به سمت بی نهایت !!!

نوشته شده در پنجشنبه 30 تیر1390ساعت 11:2 AM توسط نیلوفر|

 

منی که تو سه سوت معادله های شیمی رو موازنه می کنم حالا توی موازنه ی معادله ی زندگی خودم موندم !!

نوشته شده در جمعه 17 تیر1390ساعت 10:22 PM توسط نیلوفر|

 

من از روزایی می ترسم که پشت مرز تقدیرن ...

نوشته شده در پنجشنبه 15 اردیبهشت1390ساعت 1:57 PM توسط نیلوفر

 

زندگی خیلی بی رحمه درست مثل شب چهارشنبه سوری ...

نوشته شده در سه شنبه 24 اسفند1389ساعت 9:45 PM توسط نیلوفر

 

به سیم های گیتارت حسودیم میشه که هر روز بی منت نوازششون می کنی ...

نوشته شده در چهارشنبه 11 اسفند1389ساعت 3:0 PM توسط نیلوفر

 

دلم واسه گل می سوزه که در مقابل تجاوز زنبور ، قدرت مقاومت نداره !!

نوشته شده در سه شنبه 3 اسفند1389ساعت 7:37 PM توسط نیلوفر

 

به یاد موندنی ترین هدیه ای که تا به حال توی یوم الله ولنتاین گرفتم، گاز اشک آور بوده !!!!

 

نوشته شده در سه شنبه 26 بهمن1389ساعت 3:32 PM توسط نیلوفر

هر وقت یه تابع بتونه به مجانبش برسه ، اون وقت ما هم به هم می رسیم ...

 

نوشته شده در جمعه 22 بهمن1389ساعت 10:39 AM توسط نیلوفر



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت